![]() |
![]() |
|
| یادداشت هایی برای هیچکس |
|
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث «قیصرامین پور»
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 11:8 توسط هیچکس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای شمع آهسته بسوز
که شب دراز است هنوز ای اشک آهسته بريز که غم زياد است هنوز |
| پیوندها |
|
من در محل کارم |
|
RSS
|