تبليغاتX
.: روزهای تنهایی :.
یادداشت هایی برای هیچکس
به دنبال لحظه ایم تا چشمانم را بر هم گذارم
هیچ نبینم

ای موج تاریکی
بیا
که من خشنودم از آمدنت
که من خشنودم از دیدنت
چون با تو هیچ نخواهم دید و
هیچ کس مرا نیز

بیا
آخر
آخر هنوز روزنه ای زنده است

بیا و نگذار ببینم آنچه را که دیدنش
چشم را کور
دل را پژمرده
وجدان را شرمنده
سنگ را آب
کوه را بیابان
ویک مرد را

تنها می کند

بیا . . .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:3  توسط هیچکس |