![]() |
![]() |
|
| یادداشت هایی برای هیچکس |
|
امروز یزدم
شهری قدیمی در قعر دل خاکی و گرم کویر شهری دلگیر وسوت و کور ، شهری که تمام دقایق روزت به اندازه وسعت غروب دریایی بندر غم دارد آدم اینجا بیشتر پوچی رو حس میکنه مردم همه خونگرمند اما نمیدونم اینجا بیشتر احساس پوچی میکنم دلم تنگ است ، برای شهرم ، شهر دریا |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 23:13 توسط هیچکس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای شمع آهسته بسوز
که شب دراز است هنوز ای اشک آهسته بريز که غم زياد است هنوز |
| پیوندها |
|
من در محل کارم |
|
RSS
|