![]() |
![]() |
|
| یادداشت هایی برای هیچکس |
|
کنار مشتی خاک
در دوردست خودم ، تنها نشسته ام. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 23:7 توسط هیچکس |
|
|
چشمامو رو هم میذاررمُ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 2:54 توسط هیچکس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای شمع آهسته بسوز
که شب دراز است هنوز ای اشک آهسته بريز که غم زياد است هنوز |
| پیوندها |
|
من در محل کارم |
|
RSS
|